تبليغاتX
მან აზ ხოდა თორო მიხამ

მან აზ ხოდა თორო მიხამ

من از خدا تورو می خوام؟

خودكشى قاتل و مقتول را قبل از مرگ به هم معرفى مىكند.
ـ دلم براى ماهى مىسوزد كه عاشق مرغ ماهىخوار مىشود
 سقوط از پرواز سرچشمه مي گيرد .
 در مغزم دنبال فكر گم شده ام مي گردم .
 ‌سكوت عاشق شنيدن است .
‌ چشمت نگاهم را تماشائي مي كند .
 عمر خورشيد به روشنايي روز مي گذرد .
هميشه در پشت درهاي بسته مي مانديم و
از سوراخ كليد در بدنبال روزنه اميدي بوديم
اما هيچگاه آزاد نشديم
و سرانجام در پشت همان درهاي بسته جان داديم
اين بود سرنوشت ما ،
آبي دريا قدغن !
 اولين پايهء هر ارتباطي اعتماد و اطمينانه! ولي وقتي قانون حاكم نباشه همه چيز قاطي پاتي ميشه و اعتماد از بين ميره .
ديکتاتوری صالح نمی تواند جامعه را رستگار کند
چشم دروغ نميگه حقيقته باورت نميشه .
در شهر عشق هيچ کوچه ای بن بست نيست
هر كسي شربت مرگ را خواهد چشيد .
مرگ نخستين دادگر آخرت است .
تنها كسي كه همه چيز را برابر ميداند ؛ بزگ و كوچك ، پير و جوان ، قوي و ضعيف مرگ
است .

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 10:1 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |


چاقو به دستم،رگ تو دستم،کلی فکر...همه اونایی که اومدن و رفتن، همه اونایی که نیومده رفتن،همه
اونایی که موندن اما کاش میرفتن، همه اونایی که رفتن اما کاش میموندن. چاقو، رگ، وسوسه ی زدن...همه
کارایی که کردم و نباید می کردم،همه کارایی که نکردم و باید می کردم،همه کارایی که کردن و نباید می کردن،
همه کارایی که نکردن و باید می کردن. چاقو،رگ،وسوسه ی زدن...گذشته:غمگین، حال: بی معنی، آینده: بی وفا.
چاقو، رگ،وسوسه زدن...چرا که نه؟ همه آدمای داستان زندگی من نقش منفی اند، اصلا مگه صادق هدایت همه
پرسوناژهاشو نمیکشت؟، شاید از ترس اینکه یه روز ازخودش جلو بزنن، و دست آخرهم خودش رو کشت،شاید
از ترس اینکه شاید از خودش جلو بزنه. من هم همه شخصیتهای داستانم رو کشتم،حالا نوبت خودمه.
چاقو،رگ،وسوسه ی زدن...اما تو،تو هنوز هستی،میتونم برای تو بمونم.اما نه،تو هم مثل بقیه یه دروغی.
چاقو،رگ،وسوسه زدن...میزنم.....................
 

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 9:56 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |


چشمهايم را مي بندم
و زير لب آرام آرام زمزمه مي كنم :
گل من !
زندگي ،‌بدون روزهاي بد نمي شود؛ بدون روزهاي اشك و درد و خشم و غم .
اما ،‌روزهاي بد ، همچون برگهاي پاييزي ،  شتابان فرو مي ريزند ، و در زير پاهاي تو، اگر بخواهي ، استخوان مي شكنند ،‌و درختْ استوار و مقاوم بر جاي مي ماند.
گل قشنگ من !
برگهاي پاييزي ، بي شك ، در تداوم بخشيدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشيدن به تداوم درخت ، سهمي از ياد نرفتني دارند ....
طعم حرفات هنوز شيرينه .
چه سخته با تو بودن و تنها موندن
چشمام رو مي بندم
سكوت مي كنم ....سكوت
و مزه شور قطرهاي بي تاب،دهان خشكم را به ضيافت مي خواند
چشمهايم هنوز بسته است
باور كن
 
 
 
امشب ديگر برای تو می نويسم....
آری تو ، باز هم تو ، فقط تو...برای تو که آبی ترين ، آبی ها هستی ..کلامم تلخ است ، روزگار
و قلمم تلخ تر . هر چه در دفترم نوشتم مشق درد بود.اما نوبت تو که رسيد ، شيرين شيرين
شد.اصلا تو يک معمای هميشه تازه و شيرينی ، ناشناخته . دوست داشتنی ، مثل عشق ، مثل
درخت...پس خوشا به حال من که باز شب از تو و برای تو می نويسم...

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 9:49 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |


ياقوت معطر را دوست دارم و به خاطر ناز بدنش در لباس نيلوفری  درياي دلم هنوز طوفاني است و هنوز همان زورق بي بادباني كه در جست و جوي تو به ابديت خواهم رسيد. دلم برايت تنگ است. نميداني من از حصار تنهايي خويش براي تو مي نويسم . من از قصه ها و درياهايي مينويسم كه تو فراموششان كرده اي . از عشق كه بي هيچ آغازي به پايان رسيد. من از اشكهايي مينويسم كه قطره قطره چكيده اند و خشك شده اند و از چشمه هايي كه ديگر نجوشيدند. من هنوز همان پرنده تك نوا ز عشقم من هنوز همان قايق شكسته بي بادباني هستم كه ساحل را در روشنايي كم سوي فانوس عشق تو ميبينم و حتي گاهي براي رسيدن به ساحل مي گريم . گوش كن صداي گريه اش را ميشنوي ؟؟؟صداي قلب پاره پاره ام را ميگويم . آخر تو ميداني با من چه كردي؟تو قلبم را ربودي , احساسم را تكه تكه كردي, تو من را دزديدي من در زير فشار كفشهاي تو شكفتم و شايد همان تازه گلي بودم كه زير چكمه هاي باغبان له شد . من در جستجوي ابتدايي براي آغاز بودم و تو هميشه ابتدايي ترين واژه براي بيان انتها بودي . من به دنبال دستي بودم براي دوباره روئيدن , دوباره كاشتن و تو هميشه همان دستي بودي كه گل مي چيد . تو همان احساسي بودي كه هرگز باور نشد . همان شعري بودي كه هيچ گاه آغازي نداشت و من همان
كبوتر خسته بالي بودم كه در عشق تو اسير ماندم
 

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 9:44 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 21:58 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |



 

 

 

 

این تلفن خراب نیست ? تو معرفت نداری
نامه ها بی جواب نیست ? تو معرفت نداری
راه من و تو دور نیست ? تو از ترانه دوری
 کوچه ها بی عبور نیست ? تویی که سوت و کوری
تو بی صداترینی ? من از ترانه لبریز
 تو به بهار زردی ? من گل سرخ پاییز
سیبای باغمون رو
دیوای قصه خوردن
 انگاری توی این شهر
 نامه رسونا مردن
حتی خبر ندارم ? کجای این سکوتی
شاپرک رهایی ? یا شام عنکبوتی
حیف نگاه خیسم !‌ حیف همین ترانه
حیف حروف پک این همه عاشقانه
تو بی صداترینی ? من از ترانه لبریز
تو یه بهار زردی ? من گل سرخ پاییز
سیبای باغمون رو
دیوای قصه خوردن
 انگاری توی این شهر

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 21:51 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |



من می خواستم تو خیالم ، ازتو تا ابد بخونم
تنها باشم بی حضورت ، رازچشماتو بدونم
من می خواستم واسه دردام ، تنهایی خونه بسازم
با نت های مهربونیت ، شعرای قشنگ بسازم
می دونستم وقتی میرم ، دیگه تا ابد غریبم
حتی واسه چشم خیست ، بی وفاترین فریبم
شاید امروز که سیاهی ،رخنه کرده تو وجودم
بدونم که راستی راستی ، روزی عاشق تو بودم
 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 21:30 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |


وقتی به چیزی که آرزوت بود رسیدی ، تازه میفهمی که آرزوش بهتر از داشتنش

ابی
زندگی قصه مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند : فروختی ؟ گفت : نخریدند تمام شد.
ابی
اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی!



اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند!



اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست!



اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد!


ابی
اولین عشقم خواهی بود چون خودم می خواستم و تو آخرین عشقم خواهی شد.... چون خودت می خواستی فرقی نمی کنه که من اول اومدم یا تو ……مهم اینه که…..کی تا آخرش می مونه

خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام خدا رو دوست دارم نه واسه جهنم و بهشت خدا رو دوست دارم ولی نه واسه زیبا و زشت خدا رو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم خدا رو می خوام نه واسه روزای تلخ آخرم خدا رو می خوام نه واسه سکه و صد کوی و مقام خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه داره برام ...........
ابی


آرزویم این است نتراود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد . . . نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز . . . و به اندازه هر روز تو عاشق باشی عاشق آنكه تو را می خواهد . . . و به لبخند تو از خویش رها می گردد . . . و تو را دوست بدارد به همان اندازه كه دلت می خواهد


آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است..
خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سال‌ها دير کرده است در آيينه به خود نگاه مي‌کنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است..







HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

هفته چهارم مرداد 1388

هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385


Links

بهترین سایت رپ فارسی
رنگارنگ
پسر عمه هادي
پگاه
یاس
از خودم(D.B.T)جكهاي خودم
لآله
خاله خاتون
نینا
وحید
درست هم زمان با طلوع آفتاب...
صادق
باران
مريم
حامد
مرجان
هادی صداقت
یاسمين
حامد
مجيد
دختر خيره سر
پسرک تنها
گرجیان اصفهان
سایت آموزشی تفریحی یزدانشهر
حرفای الکی
مينا
Emma
سارا
دختر ماه
علي
تنهاترين تنها
جوينده نور
ارزو
سعید
ویلاشهر دات اینفو (بدو بیا )
جایگاه آموزشی ایرانیان( ترفند ، دنیای تکنولوژی ، ..)
جهنم ساکت(ازمایشی)
زندگی من
رضا
حرف های اروس و آناهیتا
با تو بودن ...و از تو نوشتن آرزوی من است
نيما
ف مثل فوتبال (فرزاد)
عکس..فیلم..سیاست(سید مصطفی)
عکسهای ناب ایرانی و خارجی
دل عاشق
رو به عشق
متال مستر
عکسهای من(عكس هاي زيباي مجيد)
فقط جک داداش سینا
هفته نامه نسيم شمال
شهر ارواح
قلبانه ن.ب
ساز شکسته
مهر بو نی
دست نوشته های یه دل شکسته
عصر یخ
عکس و کلیپ های با حال موبایل
از دیار آفتابگردان و اما عشق تا بی نهایت
بی خیال
سنگ دل
تنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــها
نفرين نامه (اشعار كارو)
دنياي من پر از عكس و حرف نگفته
جنين مرده
دیونه ه ه ه ه
به هوای تو
حجم تنهايي
ما دو نفر(هادی و نگار)
ابلیس باز
چرند و پرندهای یه دل خراب(siavash6227)
دوستت دارم(ندا)
رویای خیس یک مرد بارونی
حجم تنهایی
{هیچکس15+}
مهسا
عشق پوشالي
غروب دل انگیز
عشق
زاهد بودم،ترانه گويم کردی
عشق خيالي
قالب بلاگفا
ستاره ي خاموش
مامان ارمين
ديوان گريه
بازحرف دل یک بی دل
لطيفه هاي خانوادگي
کاش سکوت هم شنیدنی بود
ماندير (دختري لر)
بررسی قوانین ریاضی موجود در قرآن
تمامي فيلم هاي روز دنيا
واسه دل خودمه (nice friends)
(و تو نازترين نازنين قلب مني)
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :