تبليغاتX
მან აზ ხოდა თორო მიხამ

მან აზ ხოდა თორო მიხამ

من از خدا تورو می خوام؟

دلم تنگ است، دلم میسوزد از باغی که می سوزد
نه دیداری،نه بیداری،نه دستی از سر یاری
مرا آشفته میدارد، چنین آشفته بازاری
تمام عمر بستیم و شکستیم،به جز بار پشیمانی نبستیم
جوانی را سفر کردیم تا مرگ،
نفهمیدیم به دنبال چی هستیم
                   
                                     عجب آشفته بازاریست دنیا
                                     عجب بیهوده تکراریست دنیا،
چه رنجی از محبت ها کشیدیم،برهنه پا به تیغستان دویدیم
نگاه آشنا در این همه چشم،ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم.
سبک بالان ساحل ها ندیدند،
به دوش خستگان باریست دنیا،
مرا در اوج حسرتها رها کرد،عجب یار وفاداریست دنیا،
                                     
                                   عجب آشفته بازاریست دنیا
                                   عجب بیهوده تکراریست دنیا
میان آنچه باید باشد و نیست
عجب فرسوده دیواریست دنیا
عجب خواب پریشانیست دنیا
عجب دریای طوفانیست دنیا
                                                                                                          
                             عجب آشفته بازاریست دنیا
                              عجب یار وفاداریست دنیا...
                                                
                                                              

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 12:25 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |


دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني...

دوستت دارم چون تنهاترين مصراع شعرمني...

دوستت دارم  چون تنهاترين فکر تنهايي مني...

دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني...

دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني...

دوستت دارم چون زيباترين روياي مني...

دوستت دارم به يک نگاه عشق مني...

دوستت دارم چون نیمه ی منی...

دوستت دارم چون عمر منی...

دوستت دارم چون ...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 7:56 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |


 

من يه شكلات گذاشتم توی دستش... اون يه شكلات گذاشت توی دستم... من بچه بودم... اون هم بچه بود... سرم رو بالا كردم... سرش رو بالا كرد... ديد كه منو ميشناسه... خنديدم... گفت "دوستيم؟" ... گفتم "دوست دوست" ... گفت "تا كجا؟" ... گفتم "دوستی كه تا نداره" ... گفت "تا مرگ!" ... خنديدم و گفتم "من كه گفتم تا نداره" ... گفت "باشه ، تا بعد از مرگ!" ... گفتم "نه ، نه ، نه! تا نداره" ... گفت "قبول ، تا اونجا كه همه دوباره زنده ميشن... يعنی زندگی بعد از مرگ... باز هم با هم دوستيم... تا بهشت... تا جهنم... تا هر جا كه باشه من و تو با هم دوستيم" ... خنديدم و گفتم "تو براش تا هر جا كه دلت ميخواد يه تا بذار... اصلا" يه تا بكش از اين سر دنيا تا اون دنيا... اما من اصلا" تا نميذارم" ... نگاهم كرد... نگاهش كردم... باور نمی كرد... ميدونستم... اون می خواست حتما" دوستی مون تا داشته باشه... دوستی بدون تا رو نمی فهميد...
گفت "بيا برای دوستی مون يه نشونه بذاريم" ... گفتم "باشه ، تو بذار" ... گفت "شكلات... هر بار كه همديگه رو می بينيم يه شكلات مال تو ، يكی مال من... باشه؟" ... گفتم "باشه" ... هر بار يه شكلات ميذاشتم توی دستش... اون هم يه شكلات توی دست من... باز همديگه رو نگاه می كرديم... يعنی كه دوستيم... دوست دوست... من تند شكلاتم رو باز می كردم و ميذاشتم توی دهنم و تند تند اونو می مكيدم... می گفت "شكمو! تو دوست شكمويی هستی!" ... و شكلاتش رو ميذاشت توی يه صندوق كوچولوی قشنگ... می گفتم "بخورش!" ... می گفت "تموم ميشه... ميخوام تموم نشه... برای هميشه بمونه" ...
صندوقش پر از شكلات شده بود... هيچكدومش رو نمی خورد... من همش رو خورده بودم... گفتم "اگه يه روز شكلاتهات رو مورچه ها بخورن يا كرمها ، اون وقت چيكار می كنی؟" ... گفت "مواظبشون هستم" ... می گفت "ميخوام نگهشون دارم تا موقعی كه دوست هستيم" ... و من شكلات ميذاشتم توی دهنم و می گفتم "نه ، نه! تا نداره... دوستی كه تا نداره" ...
يه سال... دو سال... چهار سال... هفت سال... ده سال و بيست سال شده... اون بزرگ شده... من بزرگ شده م... من همه ء شكلاتها رو خورده م... اون همه ء شكلاتها رو نگه داشته... اون اومده امشب كه خداحافظی كنه... ميخواد بره... بره اون دور دورها... ميگه "ميرم ، اما زود بر می گردم" ... من ميدونم ، ميره و بر نمی گرده... يادش رفت شكلات به من بده... من يادم نرفت... يه شكلات گذاشتم كف دستش... گفتم "اين برای خوردن" ... يه شكلات هم گذاشتم كف اون دستش... گفتم "اين هم آخرين شكلات برای صندوق كوچيكت" ... يادش رفته بود كه صندوقی داره برای شكلاتهاش... هر دو رو خورد... خنديدم... ميدونستم دوستی من تا نداره... ميدونستم دوستی اون تا داره... مثل هميشه... خوب شد همه ء شكلاتهام رو خوردم... اما اون هيچكدومشون رو نخورد... حالا با يه صندوق پر از شكلات نخورده چيكار می كنه؟

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 7:50 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |


مرا صد بار از خود براني دوستت دارم به زندانه خيانت هم كشاني دوستت دارم چه سود از مهر ورزيدن چه حاصل از وفا كردن مرا لايق بداني يا نداني دوستت دارم

عشق شعله ايست که هرگز نمي ميرد ، گليست که هرگز پژمرده نمي شود . بي ترس و بيم در غم و شادي آنرا در دل نگاهدار.
تنها عشق است که جاويد است. اي زن آزاده ي نيکخوي ! اگر ميخواهي که در اين حيات ناچيز روح و ايمان و خدا با تو باشد...پاسدار عشق باش.

 

بيا تا چون آيينه و تصوير ، چون گل و عطر و چون آن عاشق و معشوقي که در سايه درختي نشسته اند بظاهر دو و در حقيقت يکي باشيم.

 

عشق سر چشمه تفکر و زندگي و ايمانست. در عشق پرتويست که دل را بيش از نور افتخار و بلند نامي وجد و حال ميبخشد و آن پرتو خوشبختي و سعادتست

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 14:34 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |


دوستش

داشتم
تا اینکه مرا از خود راند
بهانه آورد و قلب مرا ٬ هدیه مرا چونان برگی زرد و پاییزی به
فراموشی سپرد
من ماندم و خاکسترهای آتش گرفته وجودم
من ماندم و مشتی حرف عاشقانه
من ماندم و اشکهایم
من ماندم و.........
 
 
مدتی گذشت
دوباره همه چیز از اول شروع شد
اما نه با کلام من – اشتباه نکنید –
لبخندها ٬ نگاهها ٬ اشکها و از همه مهمترعاشقانه ها
حال منتظر جواب من است
و من بازهم دوستش دارم ٬ ولی
 
                                        جوابی ندارم

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 13:49 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |


هیچ پیوندی بدون رویارویی با مشکل به نتیجه نمی رسد.
و اگر ببینی که پیوندی در نبود مشکلی به نتیجه رسیده است.
بدی معنا است که دیگر پیوندی در میان نیست.
**********
گل سرخ در سپیده دم می شکوفد و در غروب گلبرگها
بر خاک فروافتاده اند،باد به هر سو می کشاندشان وباز می گردند
تا در خاک بیاسایند.این به این معنا نیست که گل سرخ حضور واقعی
نداشته است.
**********
اوج عشق آزادی است،آزادی محض و هر پیوند که آزادی را
از بین ببرد بی ارزش است.
***********
وقتی مُردیم،برای بی تفاوتی و استراحت،زمان ابدی در
اختیارمان خواهد بود.بنابراین فرصت کوتاه زندگی را صرف
کار شگفت دوست داشتن کنیم.
***********
رستاخیز چیست؟ بیدار شدن.
***********
کافی است خود را بفروشیم دنیا رو به ما خواهند داد.

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 14:14 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |


عشق را در سکوت زمزمه کردیم.نگاه هایمان در هم آمیخت و قلب هایمان
گره خورد ، گره ای جدا نشدنی. سکوت ادامه پیدا کرد و عشق ریشه گرفت
نگفتی و نگفتم!
گذشت و گذشت . زمان زیادی که در سکوتی توام با عشق گذشت.
نگفتی و نگفتم!
قلبم سر شار از تمنا بود و قلبت سر شار از نیاز ... دستهایمان دور از هم
چیزی کم داشت ، اما چیزی که زیاد بود سکوت مرگبار عشقمان بود.
باز هم نگفتی و نگفتم!
و امروز که من در صفحه قلبم نوشتم:
ـ از میان کسی که دوستش داری و کسی که دوستت دارد آن که دوستت
دارد انتخاب کن عشق راپذیرا باش گدایی نکن! ـ
به سراغم آمده ای ، گفتی اما هرگز نخواهم گفت. خود را به دیگری می
سپارم آن که دوستم دارد و از اول گفت

 

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 14:7 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |


دوست  دارم

                                       تقدیم  به  عا شقها

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 13:54 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |


وقتی به چیزی که آرزوت بود رسیدی ، تازه میفهمی که آرزوش بهتر از داشتنش

ابی
زندگی قصه مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند : فروختی ؟ گفت : نخریدند تمام شد.
ابی
اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی!



اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند!



اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست!



اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد!


ابی
اولین عشقم خواهی بود چون خودم می خواستم و تو آخرین عشقم خواهی شد.... چون خودت می خواستی فرقی نمی کنه که من اول اومدم یا تو ……مهم اینه که…..کی تا آخرش می مونه

خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام خدا رو دوست دارم نه واسه جهنم و بهشت خدا رو دوست دارم ولی نه واسه زیبا و زشت خدا رو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم خدا رو می خوام نه واسه روزای تلخ آخرم خدا رو می خوام نه واسه سکه و صد کوی و مقام خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه داره برام ...........
ابی


آرزویم این است نتراود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد . . . نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز . . . و به اندازه هر روز تو عاشق باشی عاشق آنكه تو را می خواهد . . . و به لبخند تو از خویش رها می گردد . . . و تو را دوست بدارد به همان اندازه كه دلت می خواهد


آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است..
خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سال‌ها دير کرده است در آيينه به خود نگاه مي‌کنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است..







HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

هفته چهارم مرداد 1388

هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385


Links

بهترین سایت رپ فارسی
رنگارنگ
پسر عمه هادي
پگاه
یاس
از خودم(D.B.T)جكهاي خودم
لآله
خاله خاتون
نینا
وحید
درست هم زمان با طلوع آفتاب...
صادق
باران
مريم
حامد
مرجان
هادی صداقت
یاسمين
حامد
مجيد
دختر خيره سر
پسرک تنها
گرجیان اصفهان
سایت آموزشی تفریحی یزدانشهر
حرفای الکی
مينا
Emma
سارا
دختر ماه
علي
تنهاترين تنها
جوينده نور
ارزو
سعید
ویلاشهر دات اینفو (بدو بیا )
جایگاه آموزشی ایرانیان( ترفند ، دنیای تکنولوژی ، ..)
جهنم ساکت(ازمایشی)
زندگی من
رضا
حرف های اروس و آناهیتا
با تو بودن ...و از تو نوشتن آرزوی من است
نيما
ف مثل فوتبال (فرزاد)
عکس..فیلم..سیاست(سید مصطفی)
عکسهای ناب ایرانی و خارجی
دل عاشق
رو به عشق
متال مستر
عکسهای من(عكس هاي زيباي مجيد)
فقط جک داداش سینا
هفته نامه نسيم شمال
شهر ارواح
قلبانه ن.ب
ساز شکسته
مهر بو نی
دست نوشته های یه دل شکسته
عصر یخ
عکس و کلیپ های با حال موبایل
از دیار آفتابگردان و اما عشق تا بی نهایت
بی خیال
سنگ دل
تنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــها
نفرين نامه (اشعار كارو)
دنياي من پر از عكس و حرف نگفته
جنين مرده
دیونه ه ه ه ه
به هوای تو
حجم تنهايي
ما دو نفر(هادی و نگار)
ابلیس باز
چرند و پرندهای یه دل خراب(siavash6227)
دوستت دارم(ندا)
رویای خیس یک مرد بارونی
حجم تنهایی
{هیچکس15+}
مهسا
عشق پوشالي
غروب دل انگیز
عشق
زاهد بودم،ترانه گويم کردی
عشق خيالي
قالب بلاگفا
ستاره ي خاموش
مامان ارمين
ديوان گريه
بازحرف دل یک بی دل
لطيفه هاي خانوادگي
کاش سکوت هم شنیدنی بود
ماندير (دختري لر)
بررسی قوانین ریاضی موجود در قرآن
تمامي فيلم هاي روز دنيا
واسه دل خودمه (nice friends)
(و تو نازترين نازنين قلب مني)
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :