یادت هست اَمانتی را که به دست تو داده بودم در بازارِ تجارتِ دل به اندک قیمتی مُفت دادی؟ ای زندگی چه گستاخانه وجودت را بر آدمی تحمیل می کنی. وانسان چه بَرده وار این پیام تحمیل را به گوش جان می شنود. بی آنکه بداند وجودت را با نام تقدیر در رگهای هستیش می ریزی. یکی بود یکی نبود... اونی که بود تو بودی . اونی که نبود من بودم. یکی داشت یکی نداشت... اونی داشت تو بودی. اونی که کسی به جز تو نداشت من بودم. یکی خواست . یکی نخواست... اونی که خواست تو بودی . اونی که بی تو بودن را نخواست من بودم. یکی بُرد. یکی باخت... اونی که بُرد تو بودی. اونی که دل به تو باخت من بودم. یکی گفت. یکی نگفت... اونی که گفت تو بودی. اونی که دوستت دارم را به هیچ کس به جز تو نگفت من بودم.
کاش آن لحظه که تقدیم تو شد همه هستی من. می سپردم که مواظب باشی . جنس این جام بلور است. پُر از عشق وغرور است... اگر بازیچه شود می شکند ...می شکند.
زندگی پُر از فرصتهای دست یافتنی است. بهره گیری از بعضی آنها ساده است. بعضی از آنها مشکل. اما زمانی که به آنها اجازه می دهیم رد شوند وبگذرند. به امید فرصتهای بهتر در آینده . این موقعیتها شاید دیگر موجود نباشند. برای همین همیشه اولین شانس را بِچسب.
دوست داشتن کاری است آموختنی ... وهمه رنج آموختن را نمی برند.
دقتِ اول از پشیمانیِ آخر جلوگیری می کند.
اگر یک روز فکر کردی نبودنِ یک کسی بهتر از بودنش هست... چشمانت را ببند وآن لحظه ای که او کنارت نباشد را به خاطر بیاور. اگر چشمانت خیس شد .. بدان داری به خودت دروغ می گویی وهنوز دوستش داری....!؟ هنوز دوستت دارم.
فردا و دیروز با هم دست به یکی کردند. دیروز با خاطراتش مرا فریب داد. فردا با وعده هایش مرا خواب کرد وقتی چشم گشودم امروز گذشته بود.
زندگی هنر نقاشی کردن است. بدون استفاده از پاک کن. سعی کن همیشه طوری زندگی کنی که وقتی به گذشته بر می گردی نیازی به پاک کن نداشته باشی.
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 23:36 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |
گروه خوني و شخصيت گروه خونی O : صادق، خوشبین و پر انرژی هستند و از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند. برای رسیدن به هدف قدرت و تحمل خوبی دارند. اگر در میانه راه به بیهوده بودن کاری که در حال انجامش هستند پی ببرند، خیلی راحت آنرا رها می کنند. درباره ی گذشته مثبت اندیشند، لذا چندان افسوس گذشته را نمی خورند. به مسائل مادی اهمیت می دهند. آرام و باثباتند و در برابر صداقت بسیار حساسند. رک و صریح نظراتشان را بیان می کنند. می توانند از جزئیات براحتی صرفه نظر کنند. غالباً از رهبری کردن خوششان می آید و معمولاً از قدرت تمرکز خوبی برخوردارند. گروه خونی A : محتاط در تصمیم گیری، بدبین و بسیار حساس هستند و مایلند مسائل را به دو گروه سیاه و سفید تقسیم کنند. به قوانین و استانداردهای اجتماعی بسیار اهمیت میدهند. از تحمل و صبر بالایی برای انجام کارهای فیزیکی و رقابتی برخوردارند. به آینده بسیار بدبینند و براحتی می توانند ظاهر آرامی از خودشان نشان دهند، حتی اگر عصبانی باشند. به نظرات دیگران بسیار اهمیت می دهند. اگر قلبشان بشکند، به سختی التیام می یابد. آنها بسیار مسئولند و همواره خطی بین کار و تفریح میکشند. آنها معتقدند که در مسائل دینی و اخلاقی می توان به کمال رسید. ترجیح می دهند از سرگرمی هایی بهره ببرند که از فشار عصبیشان بکاهد. گروه خونی B : براحتی از دیگران دستور نمی گیرند. سریع تصمیم گیری می کنند، قابل انعطافند و چندان به قوانین اهمیت نمی دهند. به مسائل علمی و اکتشافات علاقه فراوانی دارند. چندان صبور به نظر نمی رسند و از کارهای رقابتی خوشان نمی آید. معقول و خونسردند و درعین بامزگی، بسیار خجول هستند. از بیان ایده های جدید نمیهراسند. از مورد انتقاد قرار گرفتن ترسی ندارند. از انجام کاری به مدت طولانی خسته و دلزده نمی شوند. براحتی می توانند خاطرات گذشته را فراموش کنند. خلاق و مبتکر بوده و بین کار و تفریح نمی توانند مرزی قائل شوند. گروه خونی AB : رومانتیک و احساساتی هستند و به شدت فعالند. در تجزیه و تحلیل مسائل بسیار ماهرند. در نقد موضوعات مختلف بسیار منصف اند. درموقع لزوم نمی توانند سریع تصمیم بگیرند. برای سخت کار کردن و صبور بودن باید سعی کنند. درباره ی گذشته بسیار حساسند و از قدرت فهم بلایی برخوردارند. چندان مسئولیت پذیر نیستند. خونسردند اما در برخورد با مسائل غیرمنتظره خیلی زود نگران می شوند. حالات روحی آنها خیلی سریع تغیر می کند. می توانند در آنِ واحد چند کار را با هم انجام دهند و از کارهای هنری بسیار خوششان می آید. همیشه پیروز باشید
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 22:32 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |

رفاقت به معني حضور در کنار فردي ديگر نيست بلکه به معني حضور در درون اوست
قبل از اینکه اخم کنی، کاملا مطمئن شو که هیچ سوژه ای برای لبخند زدن وجود ندارد
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
يگانه خواهي شد.... و دنيا را در آغوش خواهي گرفت تنها اگر موضوعات گذشته را فراموش کني و از نو شروع کني ! فرشته ي کوچک ... ميلاد دوباره ات مبارک
خوشبختي بر سه ستون استوار است: فراموش کردن گذشته، غنيمت شمردن حال و اميدوار بودن به آينده
خداوند اغلب اوقات به ديدن ما مي آيد ولي اکثر مواقع ما خانه نيستيم
براي آنكس كه تو را در آئينه مي بيند جوابي مناسبي داشته باش
برگ در هنگام زوال مي افتدميوه در هنگام کمال مي افتدبنگر که چگونه مي افتي چون برگي زردو يا سيبي سرخ
آنچه که هستي هديه خداوند به توست و آنچه که مي شوي ، هديه تو به خداوند. پس بي نظير باش..
کسي که در زندگي چرايي داشته باشد با هر چگونه اي خواهد ساخت ! (viktor francle)
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته
باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
عشق، افسر زندگي و سعادت جاوداني است. (گوته
مايوس نباش زيرا ممکن است آخرين کليدي که در جيب داري،در را باز کند.
چيزي را که مي خواهيد با تهديد به دست بياوريد با تبسم زودتر به آن ميرسيد.
به هر کاري که اراده کنيم،توانا هستيم،اگرآنگونه که سزاوار است،پيگير آن باشيم
سلام تنها هديه اي است که هزينه نداره
در هر ملت چراغي است كه به عموم افراد نور مي دهد و آن معلم است
از دست دادن اميدي پوچ و آرزويي محال خود موفقيت و پيشرفت بزرگي است
گاه يك لبخند، يك جمله كوتاه، يك خط و يا يك نگاه مي تواند بهترين هديه باشد
سرنوشت سه دفعه بهت دروغ ميگه؟ اولين بار وقتي به دنيات مياره دومين بار وقتي عاشقت ميكنه سومين بار هم زندگي رو ازت ميگيره تا بفهمي همش خواب بود و بس
آدمها مثل يه كتاب ميمونن كه تا وقتي تموم نشدن، براي ديگران با ارزش هستند، پس مواظب باش كه خودت رو تند تند براي ديگران ورق
عشق مانند جنگ است......آسان شروع مي شود.......سخت پايان مي يابد.........و فراموش کردنش محال است.
فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايي نهاد که گرم کند ولي نسوزاند
هیچ گاه چشمانت را برای کسی که مفهموم نگاهت را نمی فهمد گریان نکن
هميشه سقوط آدم از وقتي شروع مي شود که فکر مي کند دارد پرواز مي کند
چرا ما تنها زماني به خدا رو مي كنيم كه بخواهيم از غير ممكن ،ممكن بسازيم؟
زیبایی زندگی در آنچه بدست آوردیم نیست...زیبایی زندگی به راهیست که رفته ایم. 2- ما در هیچ سرزمینی زندگی نمی کنیم، ما حتی بر کرۀ زمین هم زندگی نمی کنیم، منزل حقیقی ما قلب کسانی است که دوستشان داریم
ما هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگ ها را ميبينيم، سخت ها را ميخواهيم. غافل ازينکه خوبها آسان ميآيند، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند
دوست كسي است كه من با او ميتوانم صميمي باشم و جلوي او با صداي بلند فكر كنم. امرسون
تقدير چيزي جز علل دانسته نشده نيست
عشق رو ميشه تو دستاي خسته پدر ديد .... و توي نگاه نگران مادر ... نه تو دستاي منتظر يه غريبه
هميشه وقتي داري گريه ميکني اوني که آرومت ميکنه دوستت داره ولي اوني که بات گريه ميکنه عاشقته
هرگاه احساس كردي كه گناه كسي آنقدر بزرگ است كه نمي تواني او را ببخشي بدان كه اشكال در كوچكي قلب توست نه در بزرگي گناه
مانند پرنده اي باش که روي شاخه سست وضعيف لحظه اي مي نشيند
و آواز مي خواند
و احساس سرما مي کند شاخه مي لرزد
به آواز خواندن خود ادامه مي دهد ولي با اين حال
زيرا مطمئن است
که بال و پر دارد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 22:27 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |
رو در و دیوار این شهر،همش از تو یادگاره
توی این کوچه ی تاریک ، منو تنها نمی ذاره
یاد حرفای قشنگت ، که تو قلبم لونه می کرد
یاد دلتنگی چشمات ، که منو بهونه می کرد
میزنه آتیش به جونم ، پس کجایی مهربونم
آخه من ترانه هامو ، واسه ی کی پس بخونم
دل من هواتو کرده ، آخ کجایی نازنینم
کاشکی بودی و می دیدی ، بی تو من تنها ترینم
توی این بازی که ساختیم ، من همه هستیمو باختم
زیر پات گذاشتی آخر، عشقی که من از تو ساختم
اگه تو دوسَم نداشتی ، از دلم خبر نداشتی
دلت از سنگ شده انگار ، که منو تنها گذاشتی
میشینم منتظر اینجا ، تا تو برگردی دوباره
تا بشینی پای حرفام ، بریم تا ماه و ستاره
می دونم میای یه روزی ، یه روزی که خیلی دیره
یه روزی دل شکستم ، سر این کوچه می میره
میزنه آتیش به جونم ، پس کجایی مهربونم
آخه من ترانه هامو ، واسه ی کی پس بخونم....
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 20:54 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |