یه کاری کن که می تونی یه خونه شو تو ویرونی از اين بيشتر نپرس از عشق نمي دونم نمي دوني تو اين تقويم دل مرده كسي اشكاتو نشمرده كجا ميري كه تنهايي غماشو با خودش برده يه كاري كن از اين بيشتر نيفتم تو غم اخر نذار شمع حضور من يه شعله شه تو خاكستر نگو دوره نگو ميره نگو اين قصه دلگيره يه عمري رفته از دستم نياي عشق تو ميميره يه كاري كن كه مي توني.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 17:21 توسط ებრაჰიმ)D.B.T) |